اسپند دونه دونه ، اسپند صد و سه دونه
از روزگاران كهن رسم اسپند دود كردن در فرهنگ و تمدن ما ايرانيها ريشه دوانيده و تا به حال ، نسل به نسل منتقل شده است . اصولا اسپند دود كردن ترياكي است بر نظر بد ديگران ; و گويند از بين برنده تاثير نظر چشم شوران است و اثرات بسزايي در ميكروب زدايي و كاهش آلودگي هواي محيط دار دبا وجود آنكه خود دودزاست . وقتي كودكي خوشگل مي بينن به والدينش توصيه ميكنن كه براي نور چشمشان اسپند دود كنند كه مبادا كودك آسيبي از چشم شور بدنظران نبيند ، وقتي عروسي پا به خانه داماد ميگذارد در مراسم عروسي اسپند دود ميكنند تا چشم حسودان بتركد و نظرِ تنگِ بخيلان بشكند ، وقتي مسافري به سفر عازم مي شود اسپند را به هنگام خروج از خانه براي مسافر دود ميكنند تا از خطرات احتمالي سفر در امان باشد . وفتي حاجي آقا يا حاج خانوم از زيارت خانه خدا ميان توي كوچه اسپند دود ميكنن و بوي اسپند تا ساعتها به مشام مي رسد و دودش به چشم مي آيد تا ... و ... .
اسپند نزد خانواده اصيل ايراني اينقدر ارزش دارد ، به طوري كه اكثر خانواده هاي ايراني اگر بچه اي در منزل دارند حتما توبره اي از اسپند را هم دارند تا به وقت ضرورت از آن استفاده كنند . و حقيقتش را بخواهيد من خودم هم اعتياد عجيبي به اين بوي مطبوع و دود زيباي اسپند دارم و اگر سر دردي بگيرم ( كه احتمالا از اثرات نظر بد چشم شوران است ) بالفور برام اسپند دود ميكنند و سردردم از بين ميرود . تاثيري عجيب دارد اين اسپند!
وقتي از اسپند در خانه ها و خانواده هاي ايراني استفاده ميكردن هيچ وقت به اين فكر نكرده بودن كه اين اسپند اعجاب انگيز روزي دودش منبع درآمد عده اي از افراد شود! و بدين وسيله كسب درآمد نمايند ; شايد شما هم در خيابانهاي شهر ديده باشين كه دختر بچه ها يا زنان جوان و يا ميانسال چادر به دوش و اسپند به دست در خيابانها و پياده روهها در جلوي عابران پياده و رانندگان در حال تردد هستند و براي آنان اسپند دود مي كنند و نرتب ميگن : بتركه چشم حسود ، ايشالله سلامت باشين و ... و آناني كه به قدرت اسپند ايمان دارند اينكار را به نفع خود ديده و پولي را به آنانكه اسپندي مهيا كرده اند ميدهند . و خيليها هم بي توجه از كنار اينان مي گذرند بي آنكه بگذراند دود اسپند بهشان برسد.
چند باري در خيابانهاي شهر من اينان را ديده ام ولي راستشو بخواين از بوي اسپندشون اصلا خوشم نيومده ، چرا كه فكر ميكنم خيلي تفاوت با دود اسپندي دارد كه مادرم يا دخترم و يا همسرم برايم دود ميكنند . نمي دانم بخاطر نيت عمل است يا بخاطر نامطبوعي جنس اسپند كه احتمال دارد ناخالصي توش باشد . اين اولين باري بود كه از بوي اسپند شديدا بدم آمد .
ايراني جماعت اصالتاً احساساتي و عاطفي است و همين كار بهانه اي شده براي عده اي كه بجاي اينكه دنبال يه راه درست وحسابي براي كسب روزي باشن به كارهايي روي بياورند كه با تحريك حس انساندوستانه و عاطفي همنوعان خود پولي به جيب بزنند . از اسپند دود كردن گرفته تا وادار كردن كودكان خردسال به مشق نوشتن در وسط خيابان و يا بغل گرفتن بچه قنداقي بهنگام گدايي و ... همه و همه كارايي است براي تحريك احساسات عاطفي مردم و خوب بايد گفت كه اينكار آنها يه نتيجه خيلي بد خواهد داشت : از بين بردن حس عاطفي و احساسي مردم نسبت به همنوع خود كه هر نيازمند و فقير مستحقي را شياد و ولگرد خواهند پنداشت و دريغ از يك سلام و احوالپرسي . و آنگاه اين شعر مهدي اخوان ثالث بيشتر نمود خواهد كرد كه :
و گر دست محبت سوي كس يازي
به اكراه آورد دست از بغل بيرون
كه سرما سخت ، سوزان است
اي خورشيد!
ياري كن
تا امروز را بسازم...
امروز,
فقط امروز
براي ساختن دنيا كافي است...
شعر از:...
