یاقوت های سرخ
هر وقت انار می خوریم یاد شعر کلاس سوم ابتدایی می افتیم...
صد دانه یاقوت دسته به دسته / با نظم و ترتیب/ یکجا نشسته
سرخ است و زیبا / نامش انار است/ هم ترش و شیرین/ هم آبدار است
امام کاظم (ع) می فرمایند" از جمله چیزهایی که آدم به فرزندش سفارش کرد ،این بود که به وی فرمود :"برتوباد انار ،اگر گرسنه شدی و آن را بخوردی بسنده ات کند و اگر در حالی که سیر بودی آن را خوردی غذا رابرتو گوارا سازد . " و مولایمان امام علی (ع) نیز می فرمایند: "انار راباپیه اش بخور چرا که زرد شدگی دندان و بدبویی دهان را از بین می برد و انسان را پاک می کند .
جالبه بدونیم یک عدد انار ۴۰ درصد نیاز روزانه شخص به ویتامین سی را تامین میکند. برای مصارف دارویی از گل ، برگ ، پوست درخت ، پوست ریشه و دانه انار استفاده میشود.
انار منبع مهم آنتی اکسیدانها ، پتاسیم و ویتامین C است. آب انار حاوی دیگر مواد مفید همچون تاننها و آنتوسیانینها، که به نظر میرسد با بیماریها مقابله میکنند نیز هست.
از دیگر فواید انار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1) خون را تصفيه مي كند .
2) آب انار براي بيماريهاي مجاري ادرار مفيد است .
3)آب انار اسهال را برطرف مي كند.
4)براي سالمندان بهترين دارو براي تقويت كليه است .
5)رنگ صورت را شاداب مي كند .
6)صدا را باز كرده و گرفتگي صدا را برطرف مي كند .
7)براي وزن اضافه كردن انار بخوريد .
8)آب انار مقوي قلب و معده است .

اما مضرات :
كسانيكه سرد مزاج هستند نبايد در خوردن انار افراط كنند . زيرا معده را سست كرده و ايجاد نفخ مي كند . اينگونه افراد بايد انار را با زنجبيل بخورند . جوشانده پوست درخت و پوست ريشه آن كه براي رفع كرم بكار مي رود ممكن است ايجاد سرگيجه و استفراغ كند . بهر حال در خوردن انار نباید زیاده روی کرد و در خوردن جوشانده آن بايد احتياط كرد و اين كار بايد تحت نظر متخصص انجام گيرد .
خليج فارس و نام پرتوافكن آن ميراث گرانسنگ ايرانيان باستان است. ميراثي كه ايرانيان آزاد انديش روزگار كهن براي فرزندان خود به يادگار گذاردهاند تا مايه فخر و مباهات نسلهاي بعدي باشد و ايرانيان همواره به خاطر آورند كه نمادهاي ميهني و ملي آنان كه با پوششي از باورهاي ژرف ديني و الهي مزين و متبرك شده است، در هميشه تاريخ موجب باليدن آنان بوده و خواهد بود.
نام خليج فارس در دل تاريخ ...
از آن هنگام كه تاريخ بشر مكتوب شد و جغرافي بگونهاي علمي در مقياس با سطح و حد تحقيق و مطالعه در دوران باستان مورد بررسي قرار گرفت، نام خليج فارس جزء چهار درياي شناخته شده بوده كه به اعتقاد يونانيان كهن همگي از يك اقيانوس عظيم به وسعتي معادل همه آبهاي جهان سرچشمه ميگرفتند و بسيار پيش از آنكه داريوش هخامنشي امپراتور ايران در كتيبههاي خود از درياي پارس سخن براند، حتي غيرايرانيان هم اين پهنه آبي را با نام پارس ميشناختند.
خليج پارس نامي است به جاي مانده از کهنترين منابع، زيرا که از سدههاي پيش از ميلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس _ نام سرزمين ملت ايران _ گره خورده است.
قدمت خليج فارس با همين نام چندان ديرينه است که عدهاي معتقدند: «خليج فارس گهواره تمدن عالم يا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستاني اين منطقه، نخستين انسانهايي بودند که روش دريانوردي را آموخته و کشتي اختراع کرده و شرق و غرب را به يکديگر پيوند دادهاند. اما دريانوردي ايرانيان در خليج فارس، قريب پانصد سال پيش از ميلاد مسيح و در دوران سلطنت داريوش اول آغاز شد. داريوش بزرگ، نخستين ناوگان دريايي جهان را به وجود آورد. کشتيهاي او طول رودخانه سند را تا کرانههاي اقيانوس هند و درياي عمان و خليج فارس پيمودند، و سپس شبه جزيره عربستان را دور زده و تا انتهاي درياي سرخ کنوني رسيدند. او براي نخستين بار در محل کنوني کانال سوئز فرمان کندن ترعهاي (کانالي) را داد و کشتي هايش از طريق همين ترعه به درياي مديترانه راه يافتند. در کتيبهاي که در محل اين کانال به دست آمده نوشته شده است: "من پارسي هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن اين ترعه را داده ام از رودي که از مصر روان است به دريايي که از پارس آيد پس اين جوي کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها آيند از مصر از اين آبراه به پارس چنان که خواست من بود." اين نخستين مدرک مکتوب بجا مانده درباره خليج فارس است. از سفرنامه فيثاغورث 570 قبل از ميلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خليج فارس و يا معادلهاي آن در ديگر زبانها ثبت شده است.
پس از اسلام نيز آن زمان كه واژه سازي و رويا پردازي براي خلق اسامي مجعول عاري از قبح نشده و جزء سنتهاي سياست پيشگان و عوامل آنان در نيامده بود، جملگي علماي غيرايراني و حتي دانشمندان عرب مانند "شهابالدين النويري" و "ابن حوقل النصيبي بغدادي" كه نام خليج فارس را همراه با نقشه آن بگونهاي مستند مشخص كرده است، با حفظ حرمت قلم، تشكيك در نام اين دريا را حتي در ذهن خود خطور ندادند و پايبندي به صداقت و راستانديشي را از خود به يادگار گذاردند. اما شيفتگي قدرت و نشئگي شهرت و اقتضاي زمانه، جايگزين صداقت و درست گفتاري شد و در واقع نام جعلي خليج عربي براي بار نخست از سوي "عبدالكريم قاسم" رييس جمهوري اسبق عراق عنوان شد و با روياپردازي اعراب را به فرزين بندي در مقابل ايرانيان فرا خواند و اين افكار بچه گانه پس از پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران با تحريك امپرياليسم جهاني و دشمنان اسلام پررنگ تر گرديد.
از دوره جمال عبدالناصر رئيس جمهور پيشين مصر نیز، به تشويق او و اوجگيري تعصب عربي، رسماً کشورهاي عربي نام تاريخي خليج فارس را در رسانه ها و کتب رسمي عربي تغيير دادند.
از سفرنامه فيثاغورث 570 قبل از ميلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خليج فارس و يا معادلهاي آن در ديگر زبانها ثبت شده است.
كشورهاي حوزه خليج فارس و جهان بايد نيك دريابند كه پاك نمودن حقيقت از تاريخ امري ناممكن است كه جهان سالها شاهد اينگونه تلاش هاي ناممكن صهيونيسم جهاني در محو فلسطين بوده و هست. و اكنون و اين بار نيز بدانند كه روياي تازه و پريشان آنان هيچگاه تعبير نخواهد شد چرا كه هر مرد و زن ايراني مقتدرانه از آبهاي نيلگون و نام خليج هميشه فارس حراست خواهد نمود.
خیلی وقت است وبلاگ را به روز نکرده ام و این شعر را تقدیم می کنم به تمامی دوستان..
یک با یک برابر نیست
معلم پای تخته داد می زد.
صورتش از خشم گل گون و بود.
دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود.
ولی آخر کلاسی ها لواشک بین هم تقسیم می کردند.
آن یکی در گوشه ای دیگر "جوانان" را ورق می زد.
دلم می سوخت به حال او که بی خود های و هو می کرد و با آن شور تساوی های جبری را نشان می داد.
با خطی خوانا به پای تخته کز ظلمت چو قلب ظالمان و چهره زندانیان ، تاریک و غمگین بود ، تساوی را نوشت.
بانگ برآورد: یکی با یک برابر است این جا.
از میان جمع شاگردان یکی برخاست .
همیشه یک نفر باید به پا خیزد.
به آرامی سخن سرداد:
این تساوی اشتباهی فاحش و محض است.
نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره شد با بهت.
معلم مات بر جا ماند و او پرسید:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز هم یک با یک برابر بود؟
سکوت مدحشی بود و سوالی سخت.
معلم داد زد :آری
و او با پوز خندی گفت:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود آنکه قلبی پاک و دستی فاقد زر پست تر می بود.
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه رنگش نقره گون چون قرص مه می بود بالا بود و آن سیه چرده که می نالید پایین بود.
اگر یک فرد انسان واحد یک بود این تساوی زیر و رو می شد.
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود نان و مال مفت خواران از کجا آماده می گردید؟
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟
یک اگر با یک برابر بود پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟
یا که زیر ضربت شلاق له می شد؟
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟
معلم ناله آسا گفت :
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:
که یک با یک برابر نیست.
خسرو گلسرخی
دنیا دیوارهای بلند دارد و درهای بسته ...
ومن گاهی دلم را پرت میکنم آن طرف دیوار.
مثل بچه بازیگوشی که توپ کوچکش را از سر شیطنت به خانه همسایه می اندازد.
به امید آن که شاید در آن خانه باز شود.
گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار
آن طرف حیاط، خانه خداست و آن وقت هی در میزنم، در میزنم، در میزنم و می گویم:
دلم افتاده توی حیاط خانه شما، می شود دلم را پس بدهید ....
کسی جوابم را نمی دهد، کسی در را باز نمی کند
اما همیشه
دستی دلم را می اندازد این طرف دیوار.
همین.
و من این بازی را دوست دارم.
همین که دلم پرت میشود این طرف دیوار
همین که ...
من این بازی را ادامه می دهم
و آنقدر دلم را پرت می کنم تا
خسته شوند، تا دیگر دلم را پس ندهند.
تا آن در را باز کنند
و بگویند: بیا خودت دلت را بردار و برو.
آن وقت من می روم
و دیگر هم بر نمی گردم.
من این بازی را ادامه می دهم ...
شعر از...



